نخست دو تن از موٴلفان دايرةالمعارفهاي عامهپسند كه قبلاً، با آنها آشنا شدهايم: سر برونِتولاتيني1 از اهالي فلورانس، مهمترين تأليفش به نام
گنجينهها را (حدود 1266)، به زبان فرانسه نوشت. اندكي بعد (حدود 1282)، يكي ديگر از اهالي توسكاني به نام ريستورو دارِتسو2 دايرةالمعارفي به ايتاليايي، همچنين فرانسه، تأليف كرد؛ به زبان ايتاليايي يك منظومهٴ دايرةالمعارفي كوچكي سرود؛ و
فن سخنوري سيسرون را به زبان ايتاليايي ترجمه كرد. هر دو موٴلف، ولي برونِتو كمتر، قسمت مهمي از معلومات خود را از مآخذ عربي به دست آورده بودند. بايد قبول كرد كه اين معلومات ضعيف و تا حد زيادي كهنه بود، با اين حال، قسمت عربي آن در مجموع بهترين قسمت شمرده ميشد. برونِتو در مقام سفير فلورانس از دربارهاي طليطله و اشبيليه ديدار كرد. وي معلم يا راهنماي دانته بود، و ممكن است وسيله يا از جملهٴ وسايل آشنايي دانته با معلومات اسلامي باشد.
بارتولوميوي پارمايي اخترگو و موٴلف كاملترين رسالهٴ زايچهبيني آن عصر (با مزاياي جزئي) و رسالهاي دربارهٴ فلسفهٴ بويتيوس است كه آن را از رسالهٴ ويليام كونكزي اقتباس كرده بود. تاديو آلدروتي و پيترو آبانو روشهاي فلسفهٴ مدرسي را در آموزش طب به كار بستند. تاديو در عين حال پزشك، فيلسوف و انسانگرا بود. وي اخلاق ارسطو را به ايتالياييان معرفي كرد. در مجلد سوم از پيترو بيشتر سخن خواهيم گفت، چون مهمترين آثارش مربوط به آغاز سدهٴ چهاردهم، است.
كار ايتاليا را در زمينهٴ فلسفه در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، با نيمهٴ اول آن قياس كنيد. تفاوت عظيم است. فردريك مجبور شده بود خود را در محاصرهٴ بيگانگان قرار دهد ــ يونانيان، مسلمانان، يهوديان، يا مسيحياني كه مانند مايكل اسكات از كشورهاي دوردست برخاسته بودند. پس از 1250، وضع عوض شد؛ برخي از برجستهترين استادان عصر ايتاليايي بودند و براي تدريس بدان سوي كوههاي آلپ دعوت ميشدند. سنت بناونتور، اجيديوي رُمي، و برونِتو لاتيني در فرانسه ميزيستند. قديس توما تا به امروز در شمار بزرگترين معلمان جهان بوده است.
ج) فرانسه. عليٰرغم اين كه دانشگاه پاريس بيشك بزرگترين مركز فلسفي قلمرو مسيحيت بود، وضع فلسفي فرانسه كمتر از ايتاليا درخشش داشت. اين دانشگاه كاملاً داراي جنبهٴ بينالمللي بود، و نه تنها بسياري از شاگردان، بلكه خيلي از استادان هم خارجي بودند.
برجستهترين فرانسوي ونسان دوبووه بود كه به مفهوم دقيق كلمه نه يك فيلسوف، بلكه جامعالعلوم بهشمار ميرفت. معلومات دايرةالمعارفي كه وي گرد آورد نه در سطح والايي بود و